چامه ی :
« گله ی یک سرباز ایرانی از باکویی ها ی لاییک زده »

الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی
چه سختی ها کشید از دست این ترکان تورانی
چه طـرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا ترکی کند عرعر ، کسی که هست آرین
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به نیری کله ماهی خور به خوییی کله خر گفتی
اهر را بد شمردی هشترود را، هشته رود گفتی                                                                  پارسیان آذری را ترک خر گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

تو هم از پاپکی ، باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار کشورت باشی
کجا پاپک دم زد از ترک و خر و ترکی
کنون ترکانه می تازی برای گویش ترکی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
تو را یک شب نشد ساز و نوا در«  رادیو  » تعطیل 1
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

به دستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
دشمن را تا که ننشاندم به جای ، از پای ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از آزمون  وا زد
سپس در چشم تو ترک را به جای آذری جا زد
چو ترک را نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من  الکـن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هریک را ،  به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش از پا ، که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آن که دشمن را ندانستی فریب و فن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

چرا با دوست دارانت ، عناد و کین و لج باشد
چرا آران و آذربایگان ، جزء لاییک باشد
مگر پنداشتی آذری و آذران بهر لاییک باشد
هنوز از ماست آران ، یقین روزی فرج باشد
تو گل را خار می بینی و گلشن را همه گلخن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

تـــــو را تــا آذری بـــود و تا آذرســـتــان بــود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چه شد آرانی و ارمن ، کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد آذری آرین ، کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه ، ترک هستی یا آرین ؟
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نـه از زنگـان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهانـدن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا باکوییا انصاف میکن خر تویی یا من

 

1- گوز تی وی  Gooz tv  یا همان گوناز تی وی  ، کانال تلویزیونی که  بی دینان ترک  ( لاییک ها )  زده اند و علیه بومی های آسیای کوچک  ، ارمنی ها ، کردها ، ایرانی ها ،روس ها ،آذری های پارسا ،  ســنی ها و شیعه ها و مسیحی ها و ... سخنان بیهوده و ریچار می گویند.

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××